متن کامل سند راهبرد امنيت ملي آمريكا

16 مارس 2006

 

مقدمه جرج بوش

فهرست مطالب:

1ـ مروري كلي بر راهبرد امنيت ملي آمريكا

2ـ حمايت از آرمان هاي حافظ شان انساني

3ـ تقويت ائتلاف ها براي نابودي تروريسم جهاني و همكاري براي جلوگيري از حملات عليه آمريكا و دوستان ما

4ـ همكاري با ديگران براي رفع تنش هاي منطقه اي

5ـ جلوگيري از اقدام دشمنان براي تهديد ما، هم‌پيمانان و دوستان ما با تسليحات كشتار جمعي

6ـ ايجاد دوره جديد رشد اقتصادي جهاني از طريق بازارهاي آزاد وتجارت آزاد

7ـ گسترش دايره تحولات از طريق تاسيس انجمن ها و ايجاد زيرساختارهاي دموكراسي

8ـ توسعه اولويت‌هاي همكاري با ديگر مراكز اصلي قدرت جهاني

9ـ تغيير نهادهاي امنيت ملي آمريكا متناسب با چالش ها و فرصت هاي قرن 21

10ـ بكارگيري فرصت ها و مقابله با چالش هاي جهاني شدن

11ـ نتيجه گيری


 

راهبرد امنيت ملي آمريكا با مقدمه بوش، به اين شرح آغاز مي شود:

هموطنان من،

آمريكا در دوران جنگ به سر مي برد. اين سند، يك راهبرد امنيت ملي در دوران جنگ است كه ضرورت آن ناشي از چالش بزرگي است كه اكنون با آن مواجه‌ايم ـ گسترش تروريسم كه منشاء آن آتش ايدئولوژي خصمانه نفرت و جنايت است، همان ايدئولوژي كه چهره آن در 11 سپتامبر 2001 براي مردم آمريكا نمايان شد. اين راهبرد بيانگر خطيرترين تعهد ما يعني حفاظت از امنيت مردم آمريكاست.

اكنون آمريكا نيز فرصتي بي سابقه براي بنياد نهادن پايه هاي صلح آينده در اختيار دارد. آرمان هايي كه مايه الهام تاريخ ما بوده و هستند ـ آزادي، دموكراسي و شان انساني ـ روز به روز مايه الهام افراد و ملت‌هاي بيشتري در سطح جهان قرار مي‌گيرند و از آنجا كه ملت‌هاي آزاد به صلح گرايش دارند، بالطبع گسترش آزادي آمريكا را امن تر خواهد ساخت.

اين اولويت‌هاي جدايي ناپذير ـ مبارزه و غلبه بر تروريسم و گسترش آزادي به عنوان جايگزيني براي استبداد و نااميدي ـ اكنون بيش از چهار سال است كه سياست آمريكا را هدايت مي كنند.

ما همچنان شبكه هاي تروريستي را تحت حملات خود قرار داده و دشمن را تضعيف كرده ايم اما هنوز آن را شكست نداده ايم.

ما به ياري مردم افغانستان رفتيم تا رژيم طالبان ـ حاميان شبكه القاعده ـ را سرنگون كنيم و كمك كرديم تا يك حكومت دموكراتيك جديد جايگزين آن گردد.

ما توجه جهانيان را به توليد و تكثير تسليحات اتمي جلب كرده ايم ـ هر چند هنوز چالش هايي فراواني در اين زمينه باقي مانده اند.

ما باني گسترش دموكراسي در خاورميانه بزرگ شده‌ايم ـ به مصاف چالش ها رفته ايم و به پيشرفت هايي دست يافته ايم كه برخي پيش بيني نمي كردند يا انتظارش را نداشتند.

ما با همه قدرت‌هاي بزرگ جهان، روابطي پايدار و تعاملي برقرار كرده‌ايم.

ما تا حد چشمگيري بر تلاش هاي خود براي پيشبرد توسعه اقتصادي و اميد ناشي از آن افزوده‌ايم ـ و اين تلاش ها را متوجه گسترش اصلاحات و گرفتن نتيجه مورد نظر خود كرده‌ايم.

ما براي سرنگوني ديكتاتور عراق كه بر مردم خود ستم مي كرد، منطقه را دچار وحشت مي ساخت، به جامعه بين الملل وقعي نمي نهاد و در پي توليد تسليحات كشتار جمعي بود، يك ائتلاف بين المللي تشكيل داديم.

ما اكنون دوشادوش عراقي ها براي ايجاد عراقي متحد، پايدار و دموكراتيك ـ هم پيماني جديد در مبارزه با تروريسم در قلب خاورميانه ـ مبارزه مي كنيم.

ما شاهد دستاوردهاي بزرگي بوده ايم، با چالش هاي جديد مواجه شده ايم و رويكرد خود را طبق تغيير شرايط مجددا تعريف كرده ايم. ما همچنين متوجه شده‌ايم كه دفاع از آزادي براي ما توام با ضرر و اندوه است زيرا آزادي باعث مي‌شود دشمنان در هدف خود راسخ تر شوند. ما همواره مي دانستيم كه مبارزه با تروريسم مستلزم ايثاري بزرگي است ـ و در اين جنگ ما با برخي از بهترين مردان و زنان خود وداع كرديم. تروريست ها به جناياتي هولناك متوسل شده اند ـ از جنايات در خيابان هاي فلوجه گرفته تا متروهاي لندن ـ تا اراده ما را تضعيف كنند. مقابله با اين دشمن ـ دشمني كه بدون هيچ عذاب وجدان يا تعللي افراد بي گناه را هدف قرار مي دهد ـ كاري بس دشوار است. و ما هنوز راه درازي در پيش داريم.

آمريكا اكنون با يك انتخاب مواجه است، انتخاب بين مسير ترس و مسير جسارت. مسير ترس ـ كناره جويي و حمايت جويي، عقب نشيني و كاهش هزينه ها ـ مطلوب كساني است كه چالش هاي كنوني را آنقدر بزرگ مي دانند كه نمي توانند فرصت ها را دريابند. اما تاريخ به ما آموخته است كه هر وقت رهبران آمريكا اين مسير را در پيش گرفته اند چالش ها صرفا افزايش يافته و فرصت هاي از دست رفته، نسل هاي آينده را با امنيت كمتري مواجه ساخته است.

دولت كنوني آمريكا مسير جسارت را برگزيده است. ما رهبري را بر كناره جويي و پيگيري تجارت آزاد و منصفانه را بر حمايت جويي ترجيح داده ايم. ما تصميم گرفته ايم امروز به مصاف چالش ها برويم و آنها را به نسل هاي فردا واگذار نكنيم. ما به جاي اينكه منتظر بنشينيم تا دشمنان به كشور ما برسند در خارج از مرزها با آنها مبارزه مي كنيم. ما مي خواهيم جهان را شكل بدهيم نه اين كه جهان ما را شكل دهد. مي خواهيم در جهت بهبود حوادث تاثير بگذاريم نه اين كه تحت تاثير حوادث قرار گيريم.

مسيري كه ما انتخاب كرده ايم با سنت گرانقدر سياست خارجي آمريكا مطابقت دارد. رويكرد ما مانند سياست هاي «هري ترومن» و «رونالد ريگان» مبتني بر نگاهي آرماني به اهداف ملي و نگاهي واقع گرا به ابزارهاي موجود براي كسب اين اهداف است.

ما براي حركت در اين مسير بايد قدرت ملي خود را حفظ كنيم و گسترش دهيم تا بتوانيم قبل از اين كه تهديدات و چالش هاي كنوني، مردم يا منافع ما را متحمل خسارت و نابودي كنند با آنها مقابله كنيم. ما بايد ارتشي ايجاد كنيم كه نظيرش وجود نداشته باشد ـ البته قدرت ما صرفا مبتني بر توان نظامي نيست. بلكه همچنين مبتني بر رونق اقتصادي و دموكراسي پرشور است. اين قدرت متكي بر ائتلاف ها، روابط و نهادهاي بين المللي قدرتمندي است كه به ما اين امكان را مي دهند تا با همكاري ديگران، آزادي، سعادت و صلح را گسترش دهيم.

راهبرد امنيت ملي ما مبتني بر دو ركن است:

ركن اول، ارتقاء دموكراسي، عدالت و شأن انساني است ـ تلاش براي نابودي استبداد، ارتقاء دموكراسي هاي كارآمد و گسترش سعادت از طريق تجارت آزاد و منصفانه و سياست هاي توسعه اي عقلاني. حكومت هاي آزاد و مسئول در قبال مردم خود اغلب در حكومت بر سرزمين خود كارامد هستند و در پي سياست هاي اقتصادي و سياسي اي برمي آيند كه به نفع شهروندان آنها است. حكومت هاي آزاد مردم خود را سركوب نمي كنند يا به ملت هاي آزاد ديگر حمله نمي برند. صلح و ثبات بين المللي هنگامي محكم و استوار است كه بر شالوده آزادي بنا شوند.

ركن دوم راهبرد ما، مقابله با چالش هاي عصر خود از طريق رهبري اجتماعي فزاينده از دموكراسي هاست. بسياري از مشكلاتي كه ما با آنها مواجه ايم ـ از بيماريهاي مسري گرفته تا توليد و تكثير تسليحات كشتار جمعي و قاچاق انسان و بلاياي طبيعي ـ از طريق مرزها وارد مي شوند. براي حل اين مشكلات نياز به تلاش‌هاي چندمليتي كارآمد است. اما تاريخ نشان داده است كه ديگران فقط هنگامي نقش خود را ايفا خواهند كرد كه ما نقش خود را ايفا كنيم. آمريكا بايد همچنان پيشگام باشد.

جرج بوش

كاخ سفيد

16 مارس 2006

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

1ـ مروري كلي بر راهبرد امنيت ملي آمريكا

سياست آمريكا مبتني بر پي گيري و حمايت از جنبش ها و نهادهاي دموكراتيك در هر ملت و فرهنگ با هدف كلي نابود ساختن استبداد در جهان كنوني است. در جهان امروز، ماهيت بنيادي رژيم ها با ميزان توزيع قدرت در آنها مشخص مي شود. هدف سياست هاي ما، كمك به ايجاد جهاني دموكراتيك و كشورهايي با حكومت هايي مطلوب است كه، نيازهاي شهروندان خود را برآورده مي سازند و در نظام بين‌الملل مسئولانه عمل مي كنند. اين بهترين راه براي ايجاد امنيتي پايدار براي مردم آمريكا است.

رسيدن به اين هدف، كار چندين نسل است. آمريكا در سال هاي اول يك نبرد طولاني قرار دارد، شبيه دوراني كه در سال هاي اول جنگ جهاني بود. قرن بيستم شاهد پيروزي آزادي بر فاشيسم و كمونيسم بود. اما اكنون يك ايدئولوژي جديد ما را تهديد مي كند، ايدئولوژي اي نه مبتني بر فلسفه سكولار بلكه مبتني بر تحريف يك مذهب شكوهمند كه شايد محتواي آن با ايدئولوژي هاي قرن اخير فرق كند اما ابزارهايش مشابه است: تعصب، جنايت، ترور، بردگي و سركوب.

ما مانند گذشتگان خود بايد زمينه را فراهم و نهادهايي را برپا كنيم كه كشورمان براي مقابله با چالش هاي پيش روي خود نيازمند آنها است. فصل‌هايي كه در پي مي آيند بر چند وظيفه خطير متمركز هستند:

ـ حمايت از آرمان‌هاي مبتني بر حفظ شان انساني

ـ تقويت ائتلاف‌ها براي نابودي تروريسم جهاني و همكاري براي جلوگيري از حملات عليه آمريكا و دوستان ما

ـ همكاري با ديگران براي رفع تنش هاي منطقه اي

ـ جلوگيري از اقدام دشمنان براي تهديد ما، هم پيمانان و دوستان ما از طريق تسليحات كشتار جمعي

ـ ايجاد دوره جديد رشد اقتصادي جهاني از طريق بازارهاي آزاد وتجارت آزاد

ـ گسترش دايره تحولات از طريق تاسيس انجمن ها و ايجاد زيرساختارهاي دموكراسي

ـ توسعه اولويت هاي همكاري با ديگر مراكز اصلي قدرت جهاني

ـ تغيير نهادهاي امنيت ملي آمريكا متناسب با چالش ها و فرصت هاي قرن 21

ـ بكارگيري فرصت‌ها و مقابله با چالش هاي جهاني شدن

 

2ـ حمايت از آرمان هاي مبتني بر حفظ شان انساني

الف) خلاصه اي از راهبرد امنيت ملي سال 2002

آمريكا بايد از آزادي و عدالت دفاع كند زيرا اين اصول براي همه مردمان در هر نقطه از جهان صادق و حقيقي هستند. اين اصول ِانكارنشدني در مورد شان انساني بيش از همه درنظام هاي دموكراتيك برآورده مي گردند. حكومت ايالت متحده هم درنظر و هم در عمل براي پيشبرد شان انساني تلاش مي كند، از آزادي و حفظ حقوق بشر دفاع مي كند و منابع مربوطه را براي ارتقاء اين آرمان ها اختصاص مي دهد.

ب) موفقيت ها و چالش ها از سال 2002 تاكنون

از سال 2002 تاكنون جهان شاهد پيشرفتي چشمگير در گسترش آزادي، دموكراسي و شان انساني بوده است:

*مردم افغانستان و عراق، دموكراسي را جايگزين حكومت هاي استبداد كرده‌اند.

ـ در افغانستان، استبداد طالباني جاي خود را به حكومتي داده كه با انتخابات آزاد برگزيده شده است، افغان ها يك قانون اساسي را تدوين و تصويب كرده اند كه ضامن حقوق و آزادي هايي است، حقوق و آزادي هايي كه در تاريخ اين كشور سابقه ندارند و يك مجلس قانونگذاري در اين كشور جايگاهي مشخص را در حكومت به مردم اختصاص مي دهد.

ـ درعراق، يك حكومت استبدادي سرنگون شده است، بيش از 8 ميليون عراقي در اولين انتخابات آزاد و عادلانه شركت كردند، يك قانون اساسي كه با رايزني‌هاي مستقيم تدوين شده بود در يك همه پرسي كه تقريبا 10 ميليون عراقي در آن شركت داشتند، تصويب شد و براي اولين بار در تاريخ عراق، نزديك 12 ميليون عراقي در چارچوب يك قانون اساسي كه با اراده عمومي تصويب شده يك حكومت دائم را انتخاب كردند.

*مردم لبنان دست سنگين يك حكومت خارجي را از كشور خود كوتاه كردند. مردم مصر انتخاباتي آزادتر اما همچنان مخدوش را تجربه كردند. عربستان سعودي گام هاي اول را برداشته تا به شهروندان خود سهمي بيشتر در حكومت بدهد. اردن در گشايش فرايند سياسي خود پيشرفت هايي داشته است. كويت و مغرب در پي راهكارهايي براي اصلاحات سياسي هستند.

* «انقلاب هاي رنگي» در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان اميدهاي جديدي را در مورد آزادي در سراسر سرزمين هاي اوراسيا برانگيخته است.

*دموكراسي، پيشرفت هاي بيشتري در آفريقا، آمريكاي لاتين و آسيا داشته است كه اين امر از طريق انتقال صلح آميز قدرت، رشد مراجع قضايي مستقل، حاكميت قانون، اقدامات انتخاباتيِ بهبود يافته و گسترش حقوق اقتصادي و سياسي صورت گرفته است.

ميل انسان به آزادي، ميلي جهاني است اما رشد آزادي، اجتناب ناپذير نيست. گسترش آزادي بدون حمايت از جانب ملت هاي آزاد، مي تواند با چالش هايي كه پيش روي ما قرار دارند، مختل شود:

*بسياري از حكومت ها در مراحل شكننده تحولات سياسي خود قرار دارند و نيازمند نهادهاي دموكراتيك پايدار هستند ـ و رهبراني كه در انتخابات پيروز شده اند بايد اصول دموكراسي را رعايت كنند.

*برخي حكومت ها سير قهقرايي را پيموده و آزادي هاي دموكراتيكي را كه مردمانش از آن برخوردارند، نابود كرده اند.

*برخي حكومت ها مزاياي دموكراسي كارآمد و سعادت را از شهروندان خود دريغ كرده‌اند و آنها را در برابر مداخله زيانبار اقتدارگرايي بازار ضدآزاد، آسيب پذير يا مغلوب كرده اند.

*برخي رژيم ها درصددند آزادي اقتصادي را جدا از آزادي سياسي محقق كنند و هر چند در پي سعادت ملت خود هستند اما آن را از حقوق و آزادي اصلي محروم مي كنند.

*استبداد هنوز هم در بدترين شكل خود در برخي كشورها وجود دارد.

ج) راه پيش رو

آمريكا مدت هاي مديدي است كه از آزادي دفاع مي كند زيرا اين كار بيانگر ارزش هاي آن است و باعث پيشبرد منافع آن مي‌گردد. اين كار بيانگر ارزش هاي ما است از اين جهت كه ما معتقديم كه ميل به آزادي در قلب هر انساني وجود دارد و ضرورت شان انساني فراتر از هر ملت و فرهنگ است.

همچنين حمايت از آزادي باعث پيشبرد منافع ما مي شود از اين جهت كه بقاي آزادي در داخل آمريكا بيش از پيش وابسته به موفقيت آزادي در خارج از آمريكا است. حكومت هايي كه به «شان و ميل به آزادي» احترام مي گذارند معمولا خود را در قبال ملت هاي ديگر مسئول مي دانند در حالي كه حكومت هايي كه بر مردم خود ستم مي كنند، صلح و امنيت ملت هاي ديگر را نيز تهديد مي كنند. از آنجا كه دموكراسي‌ها، مسئول ترين اعضاي نظام بين الملل هستند، ارتقاء دموكراسي، كارآمدترين و پايدارترين راه براي تحكيم ثبات بين المللي، كاهش تنش‌هاي منطقه اي‌، مبارزه با تروريسم و افراطي‌گري تروريستي و تهديد صلح و سعادت است.

آمريكا براي محافظت از ملت و ارزش هاي خود، در صدد است با رهبري تلاش بين المللي براي نابودي استبداد و ارتقاء دموكراسي كارامد، آزادي را در سراسر جهان گسترش دهد.

1ـ تشريح هدف: نابودي استبداد

استبداد مجموعه اي است از خشونت، فقر، بي ثباتي، فساد و رنج كه تحت حاكميت مستبدان و نظامهاي استبدادي در يكديگر ادغام مي شوند. مردمي كه در كشورهايي مثل جمهوري خلق دموكراتيك كره، ايران، سوريه، كوبا، بلاروس، برمه و زيمبابوه زندگي مي كنند از نزديك با مفهوم اسبتداد آشنا هستند، اين يك واقعيت نااميد كننده است كه آنها هر روزه رنج مي‌كشند. و ملت هايي كه اين مردم با آنها هم مرز هستند نيز تبعات استبداد را درك مي كنند زيرا سوءحاكميت در داخل منجر به بي ثباتي در خارج مي گردد. همه حكومت هاي استبدادي، منافع جهانيان در گسترش آزادي را تهديد مي كنند و در تلاش خود براي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي يا حمايت از تروريسم منافع امنيتي بلاواسطه ما را نيز تهديد مي نمايند.

استبداد، اجتناب ناپذير نيست و تاريخ اخير حاكي از افتادن حكومت هاي استبدادي در سراشيبي سقوط است. قرن بيستم، «قرن دموكراسي» خوانده شده است زيرا حكومت هاي استبدادي يك به يك سرنگون شدند و نظامي هاي دموكراتيك جاي آنها را گرفتند. در اواسط اين قرن، حدود 24 حكومت دمكراتيك در جهان وجود داشت و 50 سال بعد اين تعداد به بيش از 120 حكومت رسيد. انقلاب دموكراتيك همه فرهنگ ها و قاره ها را در بر گرفته است.

هرچند امروزه حاميان استبداد، اندك هستند اما هنوز هم نيازمند مخالفان بيشتري است. در جهان امروز، هيچ حاكميت مستبدانه اي نمي تواند بدون حمايت يا دستكم تسامح ملت هاي ديگر بقا داشته باشد. براي نابودي استبداد بايد خشم جمعي جهان آزاد را متوجه سركوب، ظلم و فقري كنيم كه رژيم هاي مستبد برمردم خود اعمال مي كنند ـ و اقدام جمعي آن را عليه خطراتي فرابخوانيم كه امنيت جهان را تهديد مي كنند.

و نابودي استبداد نشانه نابودي همه شرارت هاي جهان نيست. اختلافات، بيماري، بي نظمي، فقر و بي عدالتي باعث بقاي استبداد مي گردد و مدت ها پس از سقوط آخرين حكومت استبدادي همچنان گريبان گير دموكراسي ها خواهند بود.

2- تشريح هدف: ارتقاء دموكراسي هاي كارآمد

با نابودي حكومت هاي استبدادي، بايد به ملت هاي تازه آزاد شده كمك كنيم تا دموكراسي كارآمدي بسازند يعني كشورهايي كه براي شان انساني احترام قائلند، در قبال شهروندان خود مسئولانه عمل مي كنند و در قبال همسايگان خود متعهدانه.

دموكراسي هاي كارآمد:

*به حقوق اصلي انسان احترام مي گذارند و نسبت به آنها پايبند هستند كه از آن جمله مي توان به آزادي مذهب، انديشه، بيان، گردهمايي، انجمن و مطبوعات اشاره كرد

*در قبال شهروندان خود پاسخگو و تسليم اراده مردم هستند بخصوص وقتي مردم خواستار تغيير حكومت خود باشند.

*حاكميت آنها كاآرمد است، نظم را در داخل مرزهاي خود برقرار مي كنند، از نظامي‌هاي قضايي مستقل و كامل حمايت مي كنند، جنايت را مجازات مي‌كنند، حاكميت قانون را مي پذيرند و در برابر فساد مقاومت مي كنند و اختيارات دولت را محدود مي كنند، از نهادهاي جامعه مدني حمايت مي كنند كه شامل خانواده، اجتماعات مذهبي، انجمن هاي داوطلبانه، اموال خصوصي، تجارت مستقل و اقتصادي بازاري مي شوند.

در دموكراسي هاي كارآمد، آزادي اجتناب ناپذير است. آزادي سياسي، مذهبي و اقتصادي دوشادوش هم حركت و يكديگر را تقويت مي كنند. برخي رژيم ها، آزادي اقتصادي ايجاد مي كنند اما سعي مي كنند آزادي هاي سياسي يا مذهبي را محدود كنند. اين كار عملي نيست زيرا به مرور زمان وقتي مردم كنترل زندگي اقتصادي خود را در دست مي گيرند بيش از پيش بر داشتن كنترل بيشتر بر زندگي شخصي و سياسي خود پافشاري خواهند كرد. اگر پيشرفت اقتصادي همگام با پيشرفت سياسي حركت نكند آزادي سياسي در معرض خطر قرار خواهد گرفت. ما بر ابزارهاي همكاري اقتصادي، توسعه، تجارت و حكومت كارآمد نظارت خواهيم داشت تا اطمينان حاصل كنيم كه دموكراسي هاي جديد تحت فشار ركود اقتصادي يا فساد رايج ناتوان نخواهند شد.

انتخابات، آشكارترين نشانه يك جامعه آزاد است و مي تواند نقشي مهم در پيشبرد دموكراسي كارآمد داشته باشد. اما انتخابات به تنهايي كافي نيست ـ براي اين كه آزادي، به كمال خود برسد انتخابات بايستي با برخي ارزش ها و نهادها محكم گردد. . هدف ما رسيدن به آزادي انساني است، آزادي اي كه با نهادهاي دموكراتيك محافظت مي شود.

مشاركت افراد يا احزاب در انتخابات بايد شامل تعهد آنها در قبال برابري همه شهروندان، حقوق اقليت، آزادي هاي مدني، انتقال داوطلبانه و مسالمت آميز قدرت و حل صلح آميز اختلافات باشد. دموكراسي كارآمد همچنين مستلزم نهادهايي است كه قادرند آزادي فردي را حفظ كنند و اين اطمينان را ايجاد كنند كه حكومت در برابر شهروندان خود پاسخگو و متعهد است. بايد رسانه هايي مستقل وجود داشته باشد تا افكار عمومي را مطلع كند و تبادل آزاد عقايد را تسهيل نمايد. بايد انجمن ها و احزاب سياسي باشند كه بتوانند آزادانه با هم رقابت كنند. حاكميت قانون بايد با يك نظام قضايي مستقل، يك تشكيلات حقوقي تخصصي و يك نيروي پليس صادق و توانا مستحكم شود.

اين اصول با پيروزي نامزدهاي حماس در انتخابات اخير در سرزمين هاي فلسطين به محك تجربه خورده‌اند. مردم فلسطين در اين انتخابات كه آزاد، منصفانه و فراگير بود، راي دادند.

مردم فلسطين در مراكز راي گيري، انتخاب خود را انجام دادند و اكنون سنگيني بار بر دوش كساني است كه فلسطيني ها آنها را براي برداشتن گام‌هاي لازم در پيشبرد صلح، سعادت و تشكيل كشور فلسطين انتخاب كرده‌اند. حماس از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا يك سازمان تروريستي اعلام شده است زيرا اين حزب تروريسم را پذيرفته و عامدا شهروندان بي‌گناه را به قتل مي رساند. جامعه بين الملل آشكارا اعلام كرده است كه بين گروه مسلح و فعاليت هاي شبه نظامي و ايجاد يك كشور دموكراتيك تناقض بنيادين مي بيند. جامعه بين الملل همچنين اعلام كرده است كه راه حل استقلال ملي كه در «نقشه راه» آمده، مستلزم اين است كه همه راي دهندگان در انتخابات دموكراتيك فلسطين، خشونت و ترور را تقبيح كنند، حق اسرائيل را براي حيات به رسميت بشناسند و خلع سلاح شوند. اين شروط، بسيار روشن، مشخص و قديمي هستند. فرصت صلح و استقلال ملي ـ هدف يكپارچه اين دولت ـ همچنان برجاست منتها مشروط بر اينكه حماس ريشه هاي تروريستي خود را فراموش كند و رابطه خود را با اسرائيل تغيير دهد.

نمايندگان منتخب حماس همچنين يك فرصت و يك مسئوليت دارند تا اصول حكومت دموكراتيك را اعم از محافظت از حقوق اقليت و آزادي‌هاي بنيادين و تعهد در قبال يك فرايند انتخاباتي منصفانه، آزاد و تكرارشونده رعايت كنند. با رعايت اين اصول، رهبران جديد فلسطين مي‌توانند تعهد خود را نسبت به آزادي ثابت كنند و يك دموكراسي پايدار در سرزمين هاي فلسطيني ايجاد كنند. اما هر حكومت منتخبي كه از احترام به اين اصول سر باز زده است نمي تواند كاملا دموكراتيك تلقي شود حتي اگر قدرت را در دست گرفته باشد.

3ـ چگونه آزادي را پيش خواهيم برد: اصولگرا در اهداف و عمل گرا در ابزار

ما مسئوليت داريم آزادي انساني را ارتقاء بخشيم. اما آزادي را نمي توان تحميل كرد. آزادي را بايد انتخاب كرد. شكلي كه آزادي و دموكراسي در هر كشور به خود مي گيرد بيانگر تاريخ، فرهنگ و عادات منحصر به فرد مردم آن كشور است.

ايالت متحده از آزادي در هر نقطه از جهان حمايت و دفاع خواهد كرد. هرچند اصول ما يكدست هستند اما تاكتيك‌هاي ما متغير خواهند بود. اين مواضع تا حدي نشان مي‌دهند كه هر حكومت در كجاي مسير استبداد تا دموكراسي ايستاده است. در برخي موارد، ما گام‌هايي صريح و محسوس در مسير تغييرات فوري برخواهيم داشت. در موارد ديگر، ما براي بنا گذاشتن پايه هاي اصلاحات آينده، حمايتي قاطع‌‌تر به عمل خواهيم آورد. ما در بررسي رويكرد خود تحت تاثير كارآمدترين و پيشروترين آرمان آزادي قرار خواهيم داشت اما بين منافع ديگر كه براي امنيت و رفاه مردم آمريكا ضروري‌اند، توازن برقرار خواهيم كرد.

ما در راستاي نابودي استبداد و ارتقاء دموكراسيِ كارآمد، از همه ابزارهاي سياسي، اقتصادي و ديپلماتيك و ابزارهاي ديگري كه در اختيارداريم، استفاده خواهيم كرد كه از آن جمله اند:

*افشاي موارد نقض حقوق بشر

*حمايت از اصلاح طلبان دموكرات مردمي در كشورهاي تحت ستم از راه هاي مختلف اعم از برگزاري نشست هاي عالي رتبه با اين اصلاح طلبان در كاخ سفيد، وزارت امور خارجه و سفارت هاي آمريكا.

*استفاده از كمك هاي خارجي براي حمايت از گسترش انتخابات آزاد و منصفانه، حاكميت قانون، جامعه مدني، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادي رسانه ها و آزادي مذهبي.

*جلب كمك و آموزش نيروهاي نظامي در حمايت از نظارت مدني توسط ارتش و توجه ارتش به حقوق بشر در يك جامعه دموكراتيك.

*اعمال تحريم هايي كه هدف اصلي آنها حاكمان رژيم هاي ستمگر است و جدا كردن حساب مردم از آنها.

*ترغيب ملت هاي ديگر براي قطع حمايت از رژيم هاي ستمگر

*مشاركت با ملت هاي دموكراتيك ديگر براي ارتقاء آزادي، دموكراسي و حقوق بشر در برخي كشورها و مناطق خاص.

*تقويت و ايجاد ابتكارات جديد مثل طرح خاورميانه بزرگ، بنياد ابتكار آفريقاي شمالي در آينده، اجتماع دموكراسي ها و صندوق دموكراسي آمريكا.

*ايجاد رابطه خلاقانه با سازمان هاي غيرحكومتي و ديگر اعضاي جامعه مدني براي حمايت و تقويت آنها.

*همكاري با نهادهاي بين المللي موجود مثل سازمان ملل و سازمان هاي منطقه اي مثل سازمان امنيت و همكاري اروپا، اتحاديه آفريقا و سازمان كشورهاي آمريكايي در اجراي تعهدات دموكراتيك خود و كمك به ايجاد منشورهاي دموكراسي در مناطقي كه فاقد آنها هستند.

*حمايت از تقبيح نهادهاي چندجانبه اي كه اقدام به نقض آشكار حقوق بشر و آزادي مي كنند.

*ترغيب سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي و جلب همكاري خارجي در كشورهايي كه نسبت به حاكميت قانون، مبارزه با فساد و وظايف دموكراتيك متعهد هستند و

*امضاء قراردادهاي تجاري آزاد (FTAs) كه باعث مي شود كشورها ترغيب شوند تا حاكميت قانون، مبارزه با فساد و وظايف دموكراتيك بعدي را گسترش دهند.

اين ابزارها بايستي با تمام قدرت در خدمت محافظت از آزادي هايي قرار گيرند كه در جهان با خطرات متعددي مواجه اند كه از آن جمله مي توان به آزادي مذهبي، حقوق زنان و آزادي مردان، زنان و كودكان اسير در شبكه هاي ظالمانه قاچاق انسان اشاره كرد.

*ما در برابر هر دشمن تروريستي كه وجودش با تعصب مذهبي تعريف مي‌شود از آزادي اساسي انسان دفاع مي‌كنيم، اين آزادي عبارت است از حق مردم براي اعتقاد و عبادت در چارچوب اصول ذهني خود، رها از ستم دولت يا اكثريت يا اقليتي كه مي خواهند اعتقادات خود را بر آنها تحميل كند.

*اگر اعضاي يك ملت، تحت ستم و از حقوق اولين خود محروم باشند، آن ملت آزاد نيست. ما بر شان و ارزش ذاتي زنان تاكيد و با تمام توان از حقوق آنها براي مشاركت در همه ابعاد جامعه حمايت مي كنيم.

*قاچاق انسان شكلي از برده داري مدرن است و ما خواستار نابودي كامل آن هستيم. نسل هاي آينده كساني را كه نسبت به اين مسئله بي توجه بودند، نخواهد بخشيد.

تعهد ما در قبال ارتقاء آزادي تعهدي است كه حكومت‌ها و مردمان آنها در آن موازي يكديگرند زيرا آنها هستند كه عمليات دشوار انتقال به دموكراسي هاي كارآمد را انجام مي دهند. ما تا زماني كه اين انتقال انجام نشده است، آنها را تنها نخواهيم گذاشت زيرا دموكراسي هاي نابالغ در معرض خطر قرار دارند و در برابر بهره برداري تروريست ها آسيب‌پذيرند. اجازه نخواهيم داد تا چالش هاي انتقالات دموكراتيك، ما را دچار وحشت سازند و به پذيرش ثبات خيالي اقتدارگرايي سوق دهند.

نزديك ترين هم پيمانان و دوستان آمريكا، كشورهايي هستند كه ما ارزش ها و اصول مشتركي با آنها داريم. هر قدر كشورها بيشتر نشان بدهند كه با مردم خود با احترام رفتار مي كنند و نسبت به اصول دموكراتيك پايبند هستند، دوستي آنها با آمريكا محكم‌تر و نزديك تر خواهد بود.

ايالات متحده آمريكا كشورهاي ديگر را به اتحاد در يك تلاش بين المللي مشترك فرامي خواند و هدايت مي‌كند. همه ملت هاي آزاد مسئولند در راه آزادي با يكديگر متحد شوند زيرا همه ملت هاي آزاد در منافع ناشي از گسترش آزادي سهيم هستند.

 

3- تقويت ائتلاف‌ها براي نابودي تروريسم جهاني و همكاري براي پيشگيري از حملات عليه آمريكا و دوستان ما

الف)خلاصه استراتژي امنيت ملي در سال 2002

شكست تروريسم مستلزم يك استراتژي بلندمدت و گسستن از الگوهاي قديمي است. ما سرگرم مبارزه با دشمن جديدي هستيم كه ابعاد جهاني دارد. ايالات متحده براي مقابله با تروريست‌ها، ديگر نمي‌تواند صرفا متكي بر عوامل بازدارنده باشد يا براي خنثي كردن آنها در لحظه آخر، به تدابير دفاعي متوسل شود. بايد به جنگ اين دشمن رفت و آن را همواره تحت تعقيب قرار داد. ما براي موفقيت در اين تلاش خود نيازمند حمايت و اقدام عملي دوستان و هم‌پيمانان خود هستيم. ما بايد همراه با ديگران، تروريست‌ها را از عوامل بقاي آنها، محروم نمائيم يعني همان پناهگاه امن، حمايت مالي و حمايت و محافظتي كه برخي ملت‌ها ـ ‌كشورهاي خاص به لحاظ تاريخي ـ در اختيار آنها قرار مي دهند.

ب)ساختار كنوني: موفقيت ها و چالش ها

جنگ عليه تروريسم هنوز به پايان نرسيده است. آمريكا امن‌تر شده اما هنوز كاملا امن نيست. دشمن با هر موفقيت ما، خود را بازسازي مي كند، پس ما نيز بايد خود را بازسازي كنيم. اين موفقيت ها عبارتند از:

*القاعده پناهگاه امن خود را در افغانستان از داده است.

*يك ائتلاف چندمليتي كه عراقي ها نيز در آن شركت دارند با شدت تمام جنگ عليه تروريسم را در عراق دنبال مي كنند.

*شبكه القاعده تا حد چشمگيري وجهه خود را از دست داده است. اكثر اعضاي القاعده كه در حملات 11 سپتامبر نقش داشتند از جمله خالد شيخ محمد طراح اين حملات، اكنون كشته يا دستگير شده اند.

*اكنون اين اجماع گسترده و فزاينده شكل گرفته كه قتل عامدانه افراد بيگناه هرگز با هيچ درخواست يا دليلي تعديل نشده است.

*بسياري از ملت ها با نوعي همكاري بي سابقه در زمينه هاي اجرايي، اطلاعاتي، نظامي و ديپلماتيك وارد جنگ با تروريسم شده اند.

*كشورهاي متعددي كه قبل از 11 سپتامبر، خود بخشي از مشكلات تلقي مي‌شدند اكنون به طور فزاينده‌اي به بخشي از راه حل تبديل شده‌اند ـ و اين تغيير و تحولات بدون تضعيف رژيم هاي دوست در مناطق كليدي صورت گرفته است.

*دولت همراه با كنگره تلاش كرد تا اصلاحات اساسي را اتخاذ و اجرا كند كه از آن جمله مي توان به قانون ميهن پرستي اشاره كرد كه ضمن دفاع از آزادي هاي اساسي، امنيت ما را نيز گسترش مي دهند.

اما دشمن همچنان مصمم است و ما با برخي چالش‌هاي قديمي و جديد مواجه‌ايم:

*امروزه شبكه هاي تروريستي پراكنده‌تر و كمتر متمركز هستند. آنها بيشتر متكي بر گروه‌هايي كوچك و ملهم از يك ايدئولوژي مشترك هستند و كمتر تحت نظر ساختار فرماندهي مركزي قرار دارند.

*هرچند ايالات متحده و هم پيمانانش بسياري از حملات تروريستي را خنثي كرده اند اما ما هنوز نتوانسته ايم كاملا آنها را متوقف كنيم. تروريست‌ها در نقاط فراواني از جمله افغانستان، مصر، اندونزي، عراق، اسرائيل، اردن، مغرب، پاكستان، روسيه، عربستان سعودي، اسپانيا و امارات عربي متحده دست به حمله زده‌اند. آنها همچنان در پي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي هستند تا با استفاده از آنها حتي حملات فاجعه بار بيشتري را بر ما و دوستان و هم‌پيمانان ما وارد كنند.

*جنگ كنوني در عراق با تبليغات تروريستي در قالب شعار وحدت از مسير خود منحرف شده است.

*برخي كشورها مثل سوريه و ايران همچنان در خاك خود به تروريست‌ها پناه مي‌دهند و از فعاليت‌هاي تروريستي در خارج حمايت مي‌كنند.

ج)راه پيش رو

مبارزه با تروريسم از همان آغاز، هم عرصه اي براي جنگ نظامي بوده و هم جنگ عقيدتي ـ جنگ عليه تروريست ها و جنگ عليه ايدئولوژي مخوف آنها. اين جنگ در كوتاه مدت مستلزم استفاده از نيروي نظامي و ابزارهاي ديگر قدرت ملي در راستاي كشتن و دستگيري تروريست‌ها، انهدام پناهنگاه امن يا قطع كنترل آنها بر ملت هاي ديگر، جلوگيري از دستيابي به تسليحات كشتار جمعي و قطع منابع حامي آنهاست. در بلند مدت، پيروزي در مبارزه با تروريسم يعني پيروزي در جنگ عقيدتي زيرا در نهايت اين عقيده است كه مي تواند سرخوردگان را به جانياني تبديل كنند كه مصمم هستند افراد بيگناه را به قتل برسانند.

هرچند مبارزه با تروريسم، يك جنگ عقيدتي است اما جنگ مذهبي نيست. امروزه تروريست‌ها فرامليتي كه ما با آنها مواجه‌ايم از مذهب شكوهمند اسلام به عنوان يك جهان‌بيني سياسي خشن به نفع خود بهره برداري مي‌كنند: طبقات حاكم يك امپراتوري كه از طريق تروريسم و واژگوني همه آزادي‌هاي مذهبي و سياسي را منكر مي‌شوند. اين تروريست‌ها، ايده جهاد را به درخواست به جنايت عليه كساني تحريف مي‌كنند كه در نظر اين افراد كافر يا غيرمومن تلقي مي‌شوند ـ شامل مسيحي ها، يهوديان، هندوها و سنت هاي مذهبي ديگر و همه مسلماناني كه با آنها مخالفند. در واقع، اكثر حملات تروريستي پس از حوادث 11 سپتامبر در كشورهاي اسلامي رخ داده‌اند و اكثر قربانيان آنها نيز مسلمانان بوده‌اند.

ما براي ورودي كارساز به اين جنگ عقيدتي بايد عواملي را كه باعث ارتقاء يا نابودي تروريسم مي‌گردند، تحت بررسي قرار دهيم.

*تروريسم، فراورده اجتناب ناپذير فقر نيست. بسياري از هواپيماربايان حملات 11 سپتامبر از طبقات متوسط بودند و بسياري از رهبران تروريست مثل بن لادن از طبقات ثروتمند برخاسته اند.

*تروريسم صرفا نتيجه خشونت عليه سياست آمريكا در عراق نيست. ايالات متحده در 11 سپتامبر و قبل از آن يعني قبل از آنكه ما رژيم صدام را سرنگون كنيم، مورد حمله قرار داشت. علاوه بر اين، كشورهايي كه در جنگ عراق شركت نداشتند نيز از حملات تروريستي در امان نيستند.

*تروريسم صرفا نتيجه مسائل اسرائيل ـ فلسطين نيست. توطئه القاعده براي حملات 11 سپتامبر در دهه 1990 آغاز شد يعني دوران شكوفايي روند صلح.

*تروريسم صرفا پاسخي به تلاش هاي ما براي جلوگيري از حملات تروريستي نيست. شبكه القاعده مدت ها قبل از اينكه ايالات متحده اين شبكه را هدف حمله قرار دهد اقدام به حمله به آمريكا كرد. در واقع، وقتي ما در موضع ضعف قرار مي گيريم تروريست‌ها بيشتر گستاخ مي شوند تا وقني كه عزم ما را براي مبارزه با تروريسم جزم است. آنها نيروهاي جديد خود را با اين جمله اغفال مي كنند كه آمريكا مضمحل شده است و اگر به آن حمله شود راحت مرعوب مي‌شود و عقب مي نشيند.

تروريسمي كه ما امروزه با آن مواجه ايم ناشي است از:

*ازخود‌بيگانگي سياسي است. تروريست‌هاي فرامليتي اغلب از ميان مردمي به خدمت گرفته شده‌اند كه هيچ سهمي در حكومت خود ندارند و هيچ راه مشروعي را براي اعمال تغييرات در كشور خود نمي‌شناسند. از آنجا كه آنها سهمي در نظم موجود ندارند تحت تاثير القائات كساني قرار مي‌گيرند كه از يك جهان بيني انحرافي مبتني بر خشونت و ويراني دفاع مي‌كنند.

* اعتراضاتي كه مي‌توان تقصير آنها را بر عهده ديگران گذاشت. نقص‌هايي كه تروريست‌ها حس مي‌كنند و مي‌بينند تقصير ديگران و بي عدالتي‌هاي محسوسي است كه از گذشته دور و نزديك مي‌آيند. اظهارات تروريست‌ها اين زخم‌هاي پيوند‌خورده با گذشته را تر و تازه نگه مي‌دارد ـ يك انگيزه بالقوه براي انتقام و ترور.

*خرده فرهنگ‌هاي توطئه و ارائه اطلاعات غلط است. تروريست‌ها بيشتر از ميان جمعيت هايي عضوگيري مي‌كنند كه اطلاعاتشان درباره جهان تحت تاثير نظريات توطئه، غلط و فاسد هستند. با اين تحريف، اعتراضات همواره تازه نگاه داشته مي‌شوند و حقايقي را كه تعصبات مردمي و تبليغات خودمحور را به چالش مي كشند، فيلتر مي‌گردند.

*ايدئولوژي كه جنايت را توجيه مي‌كنند. تروريسم در نهايت متكي بر توسل به يك ايدئولوژي است كه قتل عامدانه افراد بيگناه را توجيه يا حتي ستايش مي كند. يك مذهب شكوهمند ـ مذهب اسلام ـ در زمان ها و مكان هايي تحريف شده و در خدمت يك هدف شيطاني قرار مي گيرد، درست مثل سرنوشتي كه مذاهب ديگر در اين مكان ها و زمان ها يافتند.

شكست تروريسم در بلندمدت مستلزم توجه به اين عوامل است. اين ماهيت دموكراسي است كه براي هر كدام يك عامل مخالف فراهم مي‌آورد.

*به جاي ازخودبيگانگي، دموكراسي نوعي سهم مالكيت در جامعه پيشنهاد مي‌كند، تغييري در جهت شكل بخشيدن به آينده خود

*به جاي تشديد اعتراضات، دموكراسي حاكميت قانون، حل مسالمت آميز اختلافات و عادت پيشبرد منافع از طريق مصالحه را پيشنهاد مي كند.

*به جاي فرهنگ توطئه و ارائه اطلاعات غلط، دموكراسي آزادي بيان، رسانه هاي مستقل و مركزي براي تبادل عقايد پيشنهاد مي كند كه مي تواند پرده از دروغ تعصب و تبليغات شيادانه پرده بردارد.

*به جاي ايدئولوژي كه جنايت را توجيه مي‌كند، دموكراسي احترام به شان انساني را پيشنهاد مي كند كه از حمله عامدانه به افراد بيگناه بيزاري مي‌جويد.

دموكراسي نقطه مقابل استبداد تروريستي است و براي همين است كه تروريست ها آن را تقبيح مي كنند و حاضرند براي متوقف كردن آن حتي افراد بيگناه را نيز بكشند. دموكراسي مبتني بر اختيار انساني است در حالي كه ايدئولوژي تروريستي مبتني بر جبر انساني. نظام هاي دموكراتيك حدود آزادي شهروندان خود را گسترش مي دهند در حالي كه تروريست‌ها درصدد تحميل مجموعه واحدي از اعتقادات كوته بينانه بر شهروندان هستند. نظام‌هاي دموكراسي افراد را به لحاظ شان و ارزش انساني، با يكديگر برابر مي دانند و معتقدند افراد داراي تواني ذاتي براي ايجاد حكومت و حكومت بر خود هستند. تروريست ها، افراد را اشيائي مي بينند كه بايد استثمار شوند و سپس تحت حكومت قرار گيرند و سركوب شوند.

نظام هاي دموكراتيك در برابر تروريسم مصون نيستند. در برخي دموكراسي ها، برخي گروه هاي قومي و مذهبي نمي توانند يا نمي خواهند از مزايايي آزادي برخوردار شوند وگرنه اين مزايا اكنون در جامعه آنها وجود داشت. اين گروه ها نشانه هايي از همان ازخودبيگانگي و نااميدي را به نمايش مي گذارند كه تروريست هاي فرامليتي از آنها در كشورهاي غيردموكراتيك به نفع خود بهره برداري مي كنند. اين همان دليل پيدايش تروريست‌هاي خانگي در جوامع دموكرات است مثل تروريست هايي كه در جولاي 2005 اقدام به بمب گذاري در لندن كردند و تروريست هايي در كشورهاي ديگر خشونت آفريدند. حتي در اين موارد نيز، راه حل بلندمدت، امكانات دموكراسي را گسترش مي‌دهد طوري كه همه شهروندان مي‌توانند از مزاياي آن برخوردار شوند.

راهبرد مقابله با دروغ‌هاي موجود در «ايدئولوژي» تروريست‌ها در حكم اعطاي آزادي به همان كساني است كه تروريست ها بيش از همه عامل استثمار آنها هستند يعني پيروان حقيقي اسلام. ما همچنان از اصلاحات سياسي حمايت خواهيم كرد؛ اين كار به مسلمانان صلح‌جو اين قدرت را مي‌دهد تا اصول اعتقادي خود را اعمال و تفسير كنند. ضروري ترين كار بايد در داخل جهان اسلام صورت گيرد و در حال حاضر اردن، مغرب و اندونزي گام‌هايي مهم در اين زمينه برداشته اند. رهبران اسلاميِ مسئول، بايد هر ايدئولوژي اي كه از اسلام براي نابودي اهداف و تحريف يك مذهب شكوهمند سوءاستفاده و آن را تحريف مي كنند، محكوم نمايند.

در حال حاضر بسياري از مسلمانانِ مومن، اين تعهد را به قيمت تحمل خطرات شخصي فراوان بر عهده گرفته اند. آنها مي دانند كه خود، هدف اين ايدئولوژي تروريستي هستند. هر جا كه ما وارد مبارزه با تروريسم شديم، هم‌پيمانان مسلمان دوشادوش ما ايستاده اند و در راه اين هدف خطير همگام ما شده اند. پاكستان و عربستان سعودي تلاش هاي سازنده اي را براي دستگيري يا قتل رهبران القاعده صورت داده اند. نيروهاي افغان با باقيمانده اعضاي طالبان در اين كشور درگير جنگ هستند. سربازان عراقي جان خود را فدا مي كنند تا القاعده را در كشور خود نابود كنند. اين شهروندان شجاع مي‌دانند براي چه مبارزه مي كنند ـ براي بقاي آزادي خود، آينده مذهب خود، عدالت و انسانيت سنت خود ـ و ايالت متحده افتخار مي كند كه دوشادوش آنها مبارزه مي كند.

گسترش آزادي و شان انساني از طريق دموكراسي يك روش بلندمدت براي حل تروريسم فرامليتي جهان امروز است. براي ايجاد فضا و زماني مناسب جهت تحقق اين روش بلندمدت چهار گام است كه بايد در كوتاه مدت برداشته شوند.

*جلوگيري از وقوع حملات تروريستي قبل از وقوع آنها. هر حكومت تعهدي مهم تر از محافظت از زندگي شهروندان خود ندارد. هسته اصلي تروريست ها را نمي توان ناكارامد كرد يا مجددا شكل داد. آنها بايد تحت فشار قرار گيرد، كشته يا دستگير شوند. آنها بايد از شبكه افراد و نهادهايي كه از اين سلول ها حمايت مالي مي كنند، جدا شوند. اين شبكه نيز بايد در جاي خود با استفاده از ابزارهاي مختلف ناكارامد، مختل و ناتوان گردد.

*جلوگيري از دسترسي كشورهاي ياغي و هم پيمانان تروريست آنها به تسليحات كشتار جمعي كه در استفاده از اين تسليحات لحظه اي ترديد ندارند. تروريست‌ها يك نظام اخلاقي منحرف دارند كه در آن از قتل عام افراد بيگناه تجليل مي شود. تروريست ها سعي مي كنند تا جايي كه ممكن است تلفات بر جاي بگذارند و براي اين منظور در پي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي هستند. جلوگيري از دسترسي تروريست ها به تسليحات كشتار جمعي مستلزم ابزارها و رويكردهاي بين المللي نوين است. ما اكنون سرگرم همكاري با هم پيمانان خود براي تقويت امنيت در مراكز اتمي آسيب پذير جهان و گسترش توانايي كشورها براي رديابي، اختلال و مقابله با فعاليت هايي تروريستي در زمينه تسليحات كشتار جمعي هستيم.

*جلوگيري از برخورداري گروه‌هاي تروريستي از حمايت و پشتيباني كشورهاي ياغي. آمريكا و هم پيمانانش در مبارزه با ترويسم، بين كساني كه مرتكب ترور مي شوند و كساني كه از تروريست ها حمايت مي كنند و به آنها پناه مي دهند هيچ تمايزي قائل نمي شوند زيرا آنها هر دو به يك اندازه جنايتكارند. هر حكومتي كه تصميم بگيرد هم پيمان تروريسم شود، مثل سوريه يا ايران، در واقع تصميم گرفته كه دشمن آزادي، عدالت و صلح گردد. جهان بايد از اين رژيم‌ها جواب بخواهد.

*جلوگيري از سلطه تروريست ها بر هر كشوري كه آنها ممكن است از آن به عنوان پايگاه يا سكويي براي اجراي حملات تروريستي خود استفاده كنند. تروريست ها چندين هدف دارند: سرنگوني دموكراسي رو به رشد، ادعاي مالكيت بر يك كشور استراتژيك و استفاده از آن به عنوان كانون ترور، بي ثباتي خاورميانه و حمله خشونت آميز به آمريكا و ديگر كشورهاي آزاد. ما هرگز نبايد اجازه بدهيم تروريست‌ها به اين اهداف خود برسند. براي همين است كه موفقيت در افغانستان و عراق از اهميت بسزايي برخوردار است و ما بايد مانع از بهره برداري تروريست ها از مناطق مهارنشده شويم.

آمريكا رهبري اين جنگ را بر عهده خواهد داشت و ما همچنان با هم پيمانان خود همكاري خواهيم داشت و از دوستان جديدي براي پيوستن به ما در اين جنگ دعوت خواهيم كرد.

افغانستان و عراق: خطوط مقدم در مبارزه با تروريسم

پيروزي در مبارزه با تروريسم مستلزم پيروزي در افغانستان و عراق است. در افغانستان، موفقيت هايي كه تاكنون حاصل شده اند بايد تثبيت گردند. چند سال قبل، افغانستان دچار يك كابوس پيشامدرن بود. اكنون اين كشور دو انتخاب آزاد موفقيت آميز برگزار كرده و يكي از هم پيمانان ثابت قدم ما در مبارزه با تروريسم است. البته هنوز كارهاي فراواني باقي مانده است و مردم افغانستان مستحق حمايت آمريكا و كل جامعه بين المللي هستند.

امروزه تروريست ها، عراق را جبهه اصلي جنگ خود عليه آمريكا تلقي مي كنند. آنها مي خواهند آمريكا را در عراق شكست بدهند و ما را وادار كنند تا قبل از تشكيل يك حكومت دموكراتيك باثبات در عراق كه قادر به تامين امنيت خويش است، دوستان خود را تنها رها كنيم. تروريست‌ها معتقدند كه با اين كار ثابت خواهند كرد كه آمريكا يك قدرت رو به افول و يك دوست غيرقابل اعتماد است. ترويست ها معتقدند كه مي توانند در بطن ناآرامي‌هاي يك عراقِ در هم شكسته، يك كانون امن براي خود دست و پا كنند مانند كانوني كه زماني در افغانستان دست و پا كرده بودند ـ اما اين بار در قلب يك منطقه مهم به لحاظ ژئوپوليتيك. در صورت تسليم دربرابر تروريست ها، آنها به ابزار قدرتمند عضوگيري مجهز خواهند شد، با اين ذهنيت كه آنها پيشگامان تاريخ هستند.

وقتي حكومت عراق با حمايت نيروهاي ائتلاف بر تروريست ها غلبه كند، تروريسم متحمل يك ضربه بسيار سنگين خواهد شد. ما يكي از مخوف‌ترين جناح هاي القاعده را ـ شبكه تحت رهبري زرقاوي ـ در هم شكستيم و او را از پناهگاه امني كه در عراق مي جست محروم ساختيم. و موفقيت دموكراسي در عراق سكويي خواهد بود براي موفقيت آزادي در منطقه اي كه چندين دهه است منبع بي ثباتي و ركود است.

دولت آمريكا، راهبرد خود را براي كمك به مردم عراق در غلبه بر تروريست ها و خنثي كردن شورش در عراق با برخي جزئيات شرح داده است. اين راهبرد مستلزم حمايت از مردم عراق در هماهنگ ساختن اقدامات خود با سه جريان عمده است:

ـ سياسي: همكاري با عراقي ها براي

*منزوي ساختن عناصر سرسخت دشمن كه نمي خواهند فرايند سياسي صلح آميز را بپذيرند.

*تعامل با كساني كه بيرون از فرايند سياسي هستند و مي خواهند از خشونت پرهيز كنند و دعوت از آنها براي مشاركت در فرايند

*ايجاد نهادهاي ملي كاآرامد، تكثرگرا و باثباتي كه حافظ منافع همه عراقي ها هستند.

ـ امنيتي: همكاري با نيروهاي امنيتي عراق براي

*پاكسازي مناطقي كه تحت كنترل دشمنان هستند، از طريق حفظ حالت تدافعي، كشتن و به اسارت گرفتن مبارزان دشمن و محروم ساختن آنها از داشتن پناهگاه امن.

*واگذاري كنترل مناطق آزادشده از كنترل دشمن به نيروهاي امنيتي كارآمد عراقي كه قادرند اين اطمينان را به ما بدهند كه اين مناطق تحت كنترل حكومت صلح طلب عراق باقي خواهند ماند و

*ايجاد نيروهاي امنيتي براي عراق و قابليت برپايي نهادهايي كه به عراقي ها خدمات ارائه مي كنند و باعث گسترش حاكميت قانون و شكل گيري جامعه مدني مي شوند.

ـ اقتصادي: همكاري با حكومت عراق براي

*احياي زيرساختارهاي فراموش شده عراق به گونه اي كه عراقي ها بتوانند مطالبات فزاينده و نيازهاي يك اقتصاد رو به رشد خود را فروبنشانند.

*بازسازي اقتصادي عراق به گونه اي كه بتوانند در چارچوب اصول بازار به خودكفايي برسد و

*ايجاد ظرفيت لازم براي نهادهاي عراقي طوري كه بتوانند زيرساختارهاي خود را حفظ كنند، مجددا جذب جامعه اقتصادي بين المللي شوند و سطح رفاه و سعادت عمومي همه عراقي ها را بهبود ببخشند.

 

4ـ همكاري با ديگران براي رفع تنش هاي منطقه اي

الف) خلاصه اي از راهبرد امنيت ملي آمريكا در سال 2002

تنش هاي منطقه اي، ميراث غم انگيز چندين دهه قبل است كه همچنان بر منافع امنيت ملي ما تاثير مي گذارد. تنش هاي منطقه اي معمولا مدت زيادي محدود باقي نمي ماند و اغلب گسترش مي يابد يا به يك تراژدي يا ناآرامي انساني تبديل مي شود. طرفين بيرون از منطقه مي توانند از اين تنش ها براي اهداف خود بهره برداري كنند، همان طور كه القاعده از جنگ داخلي در افغانستان بهره برداري كرد. اين بدان معناست كه حتي اگر آمريكا هيچ منفعتي نيز در يك تنش خاص منطقه اي نداشت، باز هم به مرور زمان منافعش تحت تاثير آن تنش قرار خواهد گرفت. طرفين بيروني عموما نمي توانند راه حلي بر طرفين درگير تحميل كنند كه طرفين درگير حاضر به پذيرفتن آن نيستند اما گاهي مي توانند با كمك ديگران شرايطي را ايجاد كنند كه در آن طرفين درگير، خود اقدامي موثر براي رفع تنش به عمل بياورند.

ب)ساختار كنوني: موفقيت ها و چالش ها

جهان در چندين مورد شاهد گسترش چشمگير پيچيده ترين تنش هاي منطقه اي بوده كه در طول چندين دهه جان ميليون ها نفر را گرفته است.

*در سودان، آمريكا، رهبري يك مذاكرات بين المللي را بر عهده داشت كه به طور مسالمت آميز به 20 سال درگيري بين دولت سودان و جنبش آزادي خلق اين كشور پايان داد.

*در ليبريا، پس از يك تنش داخلي شديد، ايالات متحده رهبري تلاش هاي بين المللي را براي احياي صلح و تقويت ثبات در اين كشور بر عهده گرفت.

*نيروهاي اسرائيلي از نوار غزه و شمال كرانه باختري عقب نشيني و اين اميد را ايجاد كرده اند كه روابط اسرائيل ـ فلسطين دگرگون شود و تشكيلات خودگردان فلسطين يك حكومت موثر و مسئول بر پا كند.

*روابط هند و پاكستان بهبود يافته است، اكنون دو طرف در سطوح بالا با يكديگر مذاكره مي كنند و روحيه جديد همكاري براي حل مناقشه كشمير ايجاد شده است ـ همكاري اي كه در اقدامات انساندوستانه در زمين لرزه ويرانگر اخير بيش از پيش محسوس است.

*رويكرد سازنده در تلاش هاي امدادي پس از حادثه تسونامي در اندونزي كه منجر به تغيير گفتمان سياسي و حل مسالمت آميز تنش پيچيده جدايي طلبي در آچه شد.

*در ايرلند شمالي، اجراي بخش هاي اصلي توافق «جمعه مقدس» اعم از زمين گذاشتن سلاح‌ها، نقطه عطفي در پايان بخشيدن به جنگ داخلي ديرينه در اين منطقه شد.

برخي چالش هاي منطقه اي ديگر نيز هنوز باقي مانده اند كه البته توجه خاص جهانيان را مي طلبند:

*در دارفور، مردم يك منطقه فقرزده، قرباني نسل كشي ناشي از جنگ داخلي هستند كه در آن، شبه نظاميان جنايتكار با حمايت دولت سودان جنگي را عليه گروهي از شورشيان آغاز كرده اند.

* در كلمبيا، يك هم پيمان دموكرات آمريكا سرگرم مقابله با حملات مكرر شورشيان ماركسيست و قاچاقچيان مواد مخدر است.

*در ونزوئلا، سرشاري ويرانگرانه پول نفت باعث تضعيف دموكراسي و تلاش براي بي ثبات ساختن منطقه شده است.

*در كوبا، يك ديكتاتور ضدآمريكايي همچنان به سركوب مردم خود و تلاش براي تحريف آزادي در منطقه ادامه مي دهد.

*در اوگاندا، يك فرقه شورشي وحشي ـ ارتش مقاومت پروردگار ـ از تنش هاي منطقه اي بهره برداري و مردم آسيب پذير اين كشور را مرعوب مي كند.

* در اتيوپي و اريتره، يك مناقشه مرزي كه روز به روز وخيم تر مي شود هر آن ممكن است به يك جنگ آشكار ديگر تبديل شود.

* در نپال، يك گروه شورشي مائوئيستِ خطرناك همچنان به ارعاب مردم اين كشور مي پردازد و دولت نيز از مواضع دموكراتيك عقب مي نشيند.

ج) راهِ پيش رو

تنش هاي منطقه اي مي توانند بنا به علل مختلف ايجاد شوند كه از آن جمله مي توان، دولتي ضعيف، ظلم هاي بيش از حد، ادعاهاي رقابت جويانه، شورش داخلي، رقابت هاي قبيله‌اي و نفرت‌هاي قومي و مذهبي اشاره كرد. اگر به اين علل پرداخته نشود، نتيجه اي جز شرايط كنوني نخواهيم داشت: دولت هاي مغلوب، بي‌پناهي در برابر بلاياي بشري و ايجاد مناطق مهارنشده اي كه مي توانند به پناهگاه امن تروريست ها تبديل شوند.

راهبرد دولت آمريكا براي پرداختن به تنش هاي منطقه اي شامل سه سطح توافقي است: پيشگيري و حل تنش، مداخله در تنش و ايجاد ثبات و بازسازي پس از اتمام تنش.

همكاري بين الملليِ كارآمد در اين امور منوط به داشتن دوستاني مطمئن است. براي اين منظور، كنگره آمريكا، تشكيلات جديدي را تاسيس كرده است كه به ايالات متحده اين امكان را مي دهد كه دوستان خارجي خود را در زماني كمتر و به صورتي كارآمدتر آموزش دهيم و مجهز كنيم. ما با همكاري كنگره همچنان در پي جلب كمك هاي خارجي برخواهيم آمد و رئيس جمهور مي تواند از تجربيات سازمان هاي مختلف در سراسر آمريكا استفاده كند.

1ـ پيشگيري و حل تنش

كارآمدترين و بلندمدت ترين راه براي پيشگيري و حل تنش، ارتقاء دموكراسي است. دموكراسي‌هاي كارآمد هنوز هم ممكن است جاي بحث داشته باشند اما قادرند اختلافات را در قالب همكاري دوجانبه يا همكاري با كشورهاي منطقه يا نهادهاي بين المللي به صورت مسالمت آميز حل كنند.

اما دركوتاه مدت، ايده مناسب تاسيس «دفاتر پاك» در كشورهاي آزاد يا جلب همكاري خارجي مي تواند بعضا مانع از تنش شود يا ما را در حل تنشي كه آغاز شده است، ياري نمايد. اين راه هاي اوليه مي توانند مانع از بروز مشكلات شوند و اجازه ندهند كه مشكلات به بحران يا بحران ها به جنگ تبديل شوند. آمريكا حاضر است در صورت لزوم اين گام را بردارد. اما حتي در كمك هاي خارجي نيز بايد يك رهبري موثر و شجاعانه داخلي وجود داشته باشد.

پيشرفت در كوتاه مدت همچنين در گرو ي مواضع بازيگران اصلي منطقه اي است. كارآمدترين راه براي مواجهه با يك مشكل در داخل يك كشور مواجهه با ساختار كلي تر منطقه اي است كه اين كشور در آن قرار دارد. رويكرد منطقه اي بخصوص در مورد مساله اسرائيل ـ فلسطين، تنش هاي منطقه درياچه بزرگ در آفريقا و تنش در نپال، موثر خواهد بود.

2ـ مداخله در تنش

برخي تنش هاي چنان تهديدات جدي عليه منافع و ارزشهاي گسترده ما دارند كه مداخله در آنها براي احياي صلح و امنيت، ضروري است. تجربه اخير نشان داده است كه جامعه بين الملل از نيروهاي نظامي زبده و كافي براي اجراي اين عمليات برخوردار نيست. دولت آمريكا اين مسئله را متوجه شده و اكنون سرگرم همكاري با پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) است تا توان سازمان ملل را براي مداخله در تنش ها بهبود بخشد. ما در سال 2004 در نشست سران كشورهاي گروه هشت طرح«عمليات صلح جهاني» را مطرح كرديم كه هدف از آن بهبود توان نظامي براي اجراي ماموريت هاي صلح با مسئوليت پذيري بيشتر، بينشي فراختر و اقدامات گسترده و نتيجه محور است.

3ـ ايجاد ثبات و بازسازي پس از تنش

وقتي صلح مجددا ايجاد شد، بايد كار دشوار ايجاد ثبات و بازسازي پس از تنش آغاز شود. مداخله نظامي ممكن است براي متوقف ساختن يك تنش خونبار لازم باشد اما صلح و ثبات فقط هنگامي پايدار خواهد بود كه تلاش هاي بعدي براي احياي نظم و بازسازي، در عمل موفق باشد. جهان پس از تجربيات تلخ متوجه شده است كه موفقيت اغلب متكي بر تشكيل زودهنگام نهادهاي داخلي قدرتمند مثل نيروي پليس قوي و نظامي قضايي و جزايي كارآمد است. اين توان حكومتي براي ايجاد حاكميت قانون و اقتصاد مبتني بر تجارت آزاد امري است ضروري كه باعث ايجاد ثبات و رفاه بلندمدت مي گردد.

براي ايجاد اين توان و قابليت، دولت آمريكا دفتر جديدي را در وزارت امور خارجه تاسيس كرده است: دفتر هماهنگ كننده بازسازي و ثبات كه هدف آن برنامه ريزي و اجراي تلاش هاي باسازي و ثبات داخلي است. اين دفتر از همه سازمان هاي دولتي كمك مي گيرد و فعاليت هايش را با تلاش هاي نظامي ما هماهنگ مي سازد. اين دفتر همچنين تلاش هاي دولت آمريكا را با تلاش هاي دولت هاي ديگر (مثل انگليس، كانادا، اتحاديه اروپا و دولت هاي ديگر) در ايجاد قابليت هايي مشابه در اين كشور و همچنين با تلاش هاي بين المللي جديد مثل كميسيون صلح سازي سازمان ملل متحد هماهنگ خواهد كرد.

4ـ نسل كشي

تلاش هاي صبورانه براي پايان بخشيدن به تنش ها نبايد با تسامح در برابر ظلم يكسان تلقي شود. هدف از نسل كشي نابودي كل يا بخشي از يك گروه ملي، قومي، نژادي يا مذهبي است. جهان بايد بياموزد كه به يك اصل احترام بگذارد، اصلي كه بسياري معتقدند در سال هاي اخير قدرت خود را در بخش هايي از جامعه بين المللي از دست داده است و آن اين كه نبايد نسل كشي را تحمل كرد.

اين يك وظيفه اخلاقي است كه كشورها بايد وارد عمل شوند و اجازه ندهند نسل كشي صورت بگيرد و بايد با آن برخورد كنند. ما بايد تلاش هاي اقتصادي، ديپلماتيك و قانوني ايالات متحده را بهبود ببخشيم، به گونه اي كه افرادي كه باني نسل كشي هستند مجازات شوند، نه شهروندان بي گناهي كه اين افراد بر آنها حكم مي رانند. در مواقعي كه عاملان قتل عام از مداخله‌هاي مسالمت آميز مي گريزند بايد به مداخله‌هاي نظامي متوسل شد، مداخلات نظامي چندين كشور كه همگي بنا بر مناسبت هاي منطقه اي و بين المللي با يكديگر همكاري مي كنند.

ما نبايد اجازه بدهيم كه مناظرات حقوقي در مورد تعريف فني «نسل كشي» بهانه اي شود براي توجيه بي عملي در اين زمينه. در موارد خشونت هاي جمعي و قتل عام كه در نهايت منجر به نسل كشي مي شوند، جهان بايد وارد عمل شود ـ حتي اگر طرفين داخلي براي صلح آمادگي نداشته باشند باز هم تغييري در اصل قضيه ايجاد نمي شود.

 

5ـ جلوگيري از اقدام دشمنان براي تهديد ما، هم پيمانان و دوستان ما با تسليحات كشتار جمعي

الف)خلاصه اي از راهبرد امنيت ملي در سال 2002

شرايط امنيتي كه ايالات متحده امروزه با آن مواجه است اساسا با قبل متفاوت است. با وجود اين، اولين وظيفه دولت ايالات متحده آمريكا با سابق تفاوتي نكرده است: محافظت از مردم و منافع آمريكا. اين يك وظيفه پايدار آمريكا است كه دولت را موظف مي‌سازد قبل از اين كه تهديدات عليه مردم و منافع آمريكا آسيبي جدي بر آنها وارد كنند با استفاده از همه ابزارهاي قدرت ملي، اين تهديدات را كنترل و با آنها مقابله كند. هر قدر اين تهديدات جدي‌تر باشد، خطر انفعال در برابر آنها نيز بيشتر خواهد شد ـ و برداشتن گامي پيشگيرانه براي دفاع از خود ضرورت بيشتري مي يابد ولو اين كه درخصوص زمان و مكان حمله دشمنان قطعيتي نيز وجود نداشته باشد. برخي تهديدات وجود دارند كه از حمله تروريستي با تسليحات كشتار جمعي نيز جدي تر هستند.

ايالات متحده براي پيشدستي يا جلوگيري از اقدامات خشن دشمنان خود در صورت لزوم بر اساس حق طبيعي دفاع از خود به اقدام پيشگيرانه متوسل خواهد شد. آمريكا براي پيشگيري از تهديدات نوظهور هميشه هم به زور متوسل نمي شود. ما ترجيح مي دهيم با اقدامات غيرنظامي به هدف خود برسيم و هيچ كشوري نبايد از اقدامات پيشگيرانه به عنوان بهانه اي براي خشونت استفاده كند.

مقابله با توليد و تكثير تسليحات كشتار جمعي نيازمند يك راهبرد جامعه با تلاش هاي گسترده در جهت مخالف توليد و تكثير براي جلوگيري از دسترسي تروريست ها به اين تسليحات تروريستي و دانش مرتبط با آنهاست. اين راهبرد شامل "تلاش هاي فعالانه ضدتوليد و تكثير" براي مقابله و غلبه بر تهديدات بالقوه موشكي و تسليحات كشتار جمعي قبل از اين كه بالفعل شوند و "تدابير محافظتي تقويت شده" براي تعديل تبعات استفاده از تسليحات كشتار جمعي مي شود. ما قصد داريم دشمنان خود را متقاعد كنيم كه آنها نمي توانند با تسليحات كشتار جمعي به اهداف خود برسند و با اين كار آنها را از تلاش براي استفاده يا حتي تصاحب اين تسليحات به عنوان اولين منزل در مسير خود بازداريم و منصرف كنيم.

ب)ساختار كنوني: موفقيت ها و چالش ها

ما براي حفظ امنيت و شهروندان خود با جديت كار كرده‌ايم. ايالات متحده براي رسيدن به اهداف مشترك بين المللي همكاري فشرده اي را با جامعه بين الملل و شركاي اصلي خود داشته است.

*ايالات متحده از دفاع موشك بالستيك براي بازدارندگي و محافظت از خود در برابر حملات تسليحات كشتار جمعي كشورهاي ياغي استفاده كرده است. استفاده از چنين دفاع موشكي‌اي با خروج ايالات متحده از پيمان موشك ضدبالستيك 1972 امكان پذير بوده است كه اين خروج طبق بندهاي اين پيمان صورت گرفت.

*در مه 2003، دولت آمريكا طرح ابتكار امنيتي توليد و تكثير (PSI) را به اجرا درآورد. اين طرح، تلاشي جهاني است كه هدفش متوقف ساختن جابجايي دريايي تسليحات كشتار جمعي، سيستم هاي تحويل و مواد مرتبط با آن است. اين طرح تاكنون از حمايت بيش از 70 كشور برخوردار شده و در چندين مورد در جلوگيري از قاچاق تسليحات كشتار جمعي موفقيت هايي نيز داشته است.

*رهبري ايالات متحده در همكاري اطلاعاتي و اجرايي گسترده با چندين كشور منجر به انهدام شبكه اتمي عبدالقديرخان شده است.

*كمي پس از توقيف كشتي حامل مواد اتمي از شبكه عبدالقدير خان به ليبي در چارچوب PSI، ليبي داوطلبانه برنامه هاي تسليحات كشتار جمعي خود را نابود كرد.

*ايالات متحده در آوريل 2004 تلاش كرد يك بند از قطعنامه 1540 شوراي امنيت سازمان ملل متحد حفظ شود. بر اساس اين بند، كشورهاي عضو بايد توليد و تكثير تسليحات كشتار جمعي را يك جرم تلقي كنند و نظارت مالي و صادراتي موثري وضع نمايند.

*ما رهبري تلاش براي افزايش قدرت آژانس بين المللي انرژي اتمي را بر عهده گرفتيم تا اين آژانس قدرت رديابي و مقابله با توليد و تكثير اتمي را بيابد.

*دولت آمريكا يك چارچوب جامع جديد ايجاد كرده است با عنوان "دفاع ميكروبي در قرن بيست و يكم" كه شامل طرح هاي خلاقانه براي محافظت از آمريكا در برابر تروريسم ميكروبي مي شود.

با وجود اين، چند چالش جدي همچنان پيش روي ما هستند كه عبارتند از:

*ايران تعهدات پادمان پيمان منع توليد و تكثير را نقض كرده است و از ارائه تضميني عيني مبني بر اينكه برنامه اتمي ايران صرفا در راستاي اهداف صلح آميز است، خودداري مي كند.

*جمهوري خلق كره شمالي همچنان منطقه را بي ثبات و در برابر جامعه بين الملل ايستادگي مي كند. اين كشور اكنون به داشتن يك زرادخانه اتمي كوچك و يك برنامه اتمي غيرقانوني كه در تناقض با تعهدات بين المللي آن است، افتخار مي‌كند.

*تروريست ها، اعم از كساني كه با القاعده در ارتباطند همچنان در پي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي هستند.

*برخي از منابع مواد شكافت‌پذير تسليحاتي ـ مواد شكافت‌پذير يكي از اجزاء اصلي ساخت تسليحات اتمي است ـ آن طور كه بايد تحت مراقبت قرار ندارند.

*پيشرفت در تكنولوژي ميكروبي فرصت‌هاي بيشتري را در اختيار بازيگران دولتي و غيردولتي براي تصاحب تجهيزات و عوامل بيماري زا خطرناك قرار مي دهد.

ج) راه پيش رو

ما همچنان متعهد هستيم كه خطرناك‌ترين تسليحات جهان را از دسترس خطرناك ترين افراد جهان دور نگاه داريم.

1ـ توليد و تكثير اتمي

توليد و تكثير تسليحات اتمي جدي ترين تهديد براي امنيت ملي ما است. تسليحات اتمي قابليت منحصر به فردي براي كشتار فوري افراد در مقياسي وسيع دارد. براي همين، تسليحات اتمي براي كشورهاي ياغي و تروريست ها جذابيت خاصي دارد.

بهترين راه براي مقابله با كشورهايي كه در پي تسليحات اتمي هستند يا تروريست ها، جلوگيري از دسترسي آنها به اجزاء اصلي مواد شكافت‌پذير است. جلوگيري از دسترسي كشورها يا تروريست ها به اجزاء ديگر بسيار دشوارتر است زيرا 60 است كه از پيدايش تكنولوژي تسليحات اتمي مي گذرد و دانش آن در همه جا در دسترس است. بنابراين، راهبرد ما بر مبتني بر كنترل مواد شكافت‌پذير با دو اولويت عيني است: اول، جلوگيري از دسترسي كشورها به توان توليد مواد شكافت‌پذير لازم براي ساخت تسليحات اتمي و دوم، پيشگيري، رهگيري يا ممانعت از هرگونه جابجايي اين مواد از كشورهايي كه داراي اين قابليت هستند به كشورهاي ياغي يا تروريست ها.

"اولويت اول" مستلزم پر كردن خلاءهاي پيمان منع توليد و تكثير است كه به برخي رژيم ها اين اجازه را مي دهد تا مواد اتمي لازم براي ساخت تسليحات اتمي را در پوشش برنامه انرژي اتمي صلح آميز توليد كنند. براي پركردن اين خلاءها، ما پيشنهاد كرده ايم كه صادركنندگان اتمي برجسته جهان يك سيستم امن و منظم ايجاد كنند كه انرژي اتمي را بدون گسترش تسليحات اتمي در سطح جهان گسترش دهند. در اين سيستم، همه كشورها با هزينه اي معقول به سوخت لازم براي راكتورهاي اتمي صلح آميز دسترسي خواهند داشت و در مقابل آن، نيز شفاف عمل خواهند كرد و قابليت غني سازي و بازفرآوري را كه مي توانند منجر به توليد مواد شكافت‌پذير براي تسليحات اتمي گردند، محكوم مي كنند. با اين روش، غني سازي و بازفراوري براي كشورهايي كه در پي مهار انرژي اتمي براي اهداف صرفا صلح آميز هستند ضروري نخواهد بود.

دولت آمريكا براي مقابله با توليد و تكثير اتمي با جامعه بين‌المللي همكاري دارد.

ما ممكن است با چالشي جدي‌تر از هيچ كشوري جز ايران مواجه نشويم. براي تقريبا 20 سال، ايران بسياري از تلاش هاي اتمي اصلي خود را از جامعه بين المللي پنهان كرد. اما ايران همچنان مدعي است كه در پي ساخت تسليحات اتمي نيست. نيات اصلي رژيم ايران در خودداري اين رژيم از مذاكره توام با حسن نيت كاملا مشهود است: خودداري از اجراي تعهدات بين‌المللي خود مبني بر فراهم آوردن دسترسي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به مراكز هسته‌اي اين كشور و پاسخ گفتن به پرسش‌هاي نگران كننده و همچنين اظهارات خصمانه رئيس جمهور ايران مبني بر "لزوم محو اسرائيل از روي نقشه زمين. "آمريكا به شركاي اروپايي خود و روسيه پيوسته است و ايران را تحت فشار قرار داده است تا به تعهدات بين‌المللي خود عمل كند، تضمين‌هاي عيني ارائه نمايد كه برنامه اتمي اين كشور صرفا جنبه صلح آميز دارد. اگر قرار است از مواجهه نظامي پرهيز شود تلاش هاي ديپلماتيك بايد موفق گردند.

آمريكا نگراني‌هاي ديگري در مورد ايران دارد كه به اندازه اين مسائل اتمي مهم هستند. رژيم ايران از تروريسم حمايت مي‌كند، اسرائيل را تهديد مي‌كند و در پي ناكام گذاشتن روند صلح خاورميانه است، روند دموكراسي در عراق را مختل مي كند و مردم خود را از آزادي محروم مي‌سازد. مسئله اتمي و نگراني‌هاي ديگر ما در نهايت فقط هنگامي حل خواهند شد كه رژيم ايران با اتخاذ تصميمي راهبردي، سياست هاي خود را تغيير بدهد و نظام سياسي خود را باز نمايد و به مردم خود آزادي بدهد. اين هدف غايي سياست آمريكا است. در اين حين، ما همه تدابير ضروري را براي محافظت از امنيت ملي و اقتصادي خود در برابر تاثيرات ناخوشايند اقدامات بد آنها اتخاذ خواهيم كرد. ريشه مشكلات در رفتار غيرحقوقي و اهداف خطرناك رژيم ايران است نه در آرمان هاي مشروع و منافع مردم ايران. راهبرد ما مبتني بر مقابله با تهديدات رژيم ايران و در عين حال گسترش تعامل و كمك به مردمي است كه رژيم ايران بر آنها ستم مي‌كند.

رژيم كره شمالي نيز يك چالش جدي در زمينه توليد و تكثير اتمي است. اين رژيم داراي سابقه اي طولاني و نااميدكننده از فريب و مذاكرات توام با سوءنيت است. در گذشته، رژيم كره شمالي تلاش مي كرد تا بين آمريكا و هم پيمانانش اختلاف ايجاد كند. اين بار، آمريكا توانست با موفقيت بين شركاي اصلي منطقه ـ چين، ژاپن، روسيه و جمهور كره (كره جنوبي) ـ در مورد اين موضوع اجماع ايجاد كند كه كره شمالي بايد همه برنامه هاي اتمي موجود خود را متوقف كند. همكاري منطقه اي بيشترين اميد را براي حل ديپلماتيك و صلح آميز اين مشكل ايجاد مي كند. كره شمالي در نشست شش جانبه پكن در 19 سپتامبر 2005، با امضاء بيانيه مشتركي توافق كرد كه همه تسليحات اتمي و همه برنامه اتمي كنوني خود را كنار بگذارد. بر اساس اين بيانيه مشترك، طرفين بايد درخصوص يك صلح دائمي براي شبه جزيره كره و يافتن راهي براي ارتقاء همكاري امنيتي در آسيا با يكديگر مذاكره كنند. آمريكا در كنار هم‌پيمانان خود در نشست شش جانبه همچنان به اعمال فشار بر كره شمالي براي اجراي اين تعهدات ادامه خواهد داد.

ايالات متحده نگراني‌هاي ديگري نيز درباره كره شمالي دارد. كره شمالي ارز ما را جعل مي كند، مواد مخدر، قاچاق مي كند و در چندين فعاليت غيرقانوني ديگر نيز نقش دارد: اين كشور، كره جنوبي را با ارتش خود و همسايگانش را با موشك تهديد مي كند و بر مردم خود ستم مي راند و آنها در گرسنگي نگه مي دارد. رژيم كره شمالي بايد اين سياست هاي خود را تغيير بدهد، نظام سياسي خود را باز كند و به مردم خود آزادي بدهد. در اين حين، ما همه تدابير ضروري را براي محافظت از امنيت ملي و اقتصادي خود در برابر تاثيرات ناخوشايند اقدامات بد آنها اتخاذ خواهيم كرد.

اولويت دوم توليد و تكثير اتمي، دور نگاه داشتن مواد شكافت‌پذير از دسترس كشورهاي ياغي و ترويست ها است. براي اين منظور، ما بايد خطرات ناشي از نظارت نامناسب بر مواد اتمي و راديولوژيك را در سراسر جهان مد نظر قرار دهيم. دولت آمريكا سرگرم رهبري تلاشي جهاني براي كاهش و مراقبت از اين مواد در زودترين زمان ممكن است. اين تلاش از طريق چندين طرح از جمله طرح كاهش تهديدات جهاني (GTRI) صورت مي گيرد. GTRI زرادخانه هاي اتمي موجود را شناسايي و تحولات آنها را دنبال مي‌كند و سعي مي كند آنها را كاهش مي دهد. اين طرح جديد همچنين با نصب تجهيزات رديابي در گلوگاه هاي حساس، با قاچاق مواد اتمي نيز مقابله مي كند.

آمريكا با تكيه بر موفقيت هاي PSI همچنين رهبري تلاش هاي بين المللي را براي قطع قاچاق تسليحات اتمي بر عهده دارد و اين كار را با كنترل مسيرهاي دريايي، هوايي و زميني مهم و قطع منابع مالي حاميان توليد و تكثيركنندگان اتمي انجام مي دهد.

2ـ تسليحات ميكروبي

تسليحات ميكروبي نيز تهديدي جدي از نوع تهديدات تسليحات كشتار جمعي است و اين تهديد عمدتا ناشي از تهديد شيوع بيماري در ميان خيل عظيمي از مردم و در سراسر جهان است. ساخت تسليحات ميكروبي برخلاف تسليحات اتمي نيازمند زيرساختارها يا مواد دشوارياب نيست. اين امر، چالش كنترل بر گسترش اين تسليحات را حتي دشوارتر مي سازد.

مقابله با گسترش تسليحات اتمي مستلزم راهبرد خاصي است مبتني بر بهبود توان خود براي رديابي و مقابله با حملات ميكروبي، جلوگيري از شيوع عوامل بيماري زاي خطرناك و محدود ساختن مواد لازم براي ساخت تسليحات ميكروبي. آمريكا در حال حاضر سرگرم همكاري با كشورها و نهادهاي هم پيمان خود براي تقويت يك سيستم نظارت ميكروبي جهاني جهت جلوگيري سريع از گسترش بيماري هاي مشكوك است. ما براي مدرنيزاسيون زيرساختارهاي بهداشت عمومي و تشويق صنايع توسعه انواع جديد واكسن ها و داروها در داخل خاك آمريكا، طرح هاي جديدي را آغاز كرده ايم. اين امر همچنين باعث تقويت توان ملي ما براي مقابله با تهديدات جهاني عليه بهداشت عمومي مثل آنفلوآنزاي پرندگان خواهد شد.

3ـ تسليحات شيميايي

تسليحات شيميايي يك نگراني جدي در زمينه توليد و تكثير هستند و تروريست ها از جمله القاعده فعالانه براي كسب آنها تلاش مي كنند. تهديدات تسليحات شيميايي مثل تسليحات ميكروبي با پيشرفت تكنولوژي، توسعه مواد و دسترسي آسان به مواد و تجهيزات افزايش مي يابد.

براي جلوگيري و مقابله با چنين تهديداتي، ما بايد شبكه هاي تروريستي را كه در پي كسب توان تسليحات شيميايي هستند شناسايي و منهدم كنيم و نگذاريم آنها به مواد لازم براي ساخت اين تسليحات دست يابند. ما اكنون داريم توان رديابي و ديگر توان هاي دفاعي خود را در داخل و خارج بهبود مي بخشيم كه از آن جمله مي توان به تلاش براي كسب اطمينان از اين مساله اشاره كرد كه نيروهاي نظامي و ويژه آمريكا آموزش و تجهيزات لازم را براي مديريت تبعات يك حمله شيميايي دارند.

4ـ نياز به عمل

شرايط راهبردي جديد مستلزم اتخاذ رويكردي جديد براي بازدارندگي و دفاع است. راهبرد بازدارنده ما ديگر مثل سابق عمدتا مبتني بر پيش فرض ناخوشايند وارد آوردن تبعات ويرانگر بر دشمنان بالقوه نيست. براي بازدارندگي بازيگران دولتي و غيردولتي، هم دفاع لازم است و هم حمله و اين كار بايد از طريق جلوگيري از دسترسي آنها به ابزارهاي لازم براي حملات مورد نظر خود و در صورت لزوم مقابله كردن با تمام توان صورت گيرد.

نيروهاي اتمي بي خطر، مطمئن و معتبر همچنان نقشي مهم ايفا مي كنند. ما در حال حاضر سرگرم گسترش سيستم «ترياد جديد» هستيم، اين سيستم متشكل است از سيستم هاي حمله اي (هم اتمي و هم قدرت متعارف تقويت‌شده)، سيستم هاي تدافعي فعال و منفعل شامل دفاع موشكي و زيرساختارهاي منعطف كه همگي تحت نظر يك ستاد فرماندهي و كنترل تقويت شده قرار دارند و همچنين سيستم هاي برنامه ريزي و اطلاعاتي. اين قابليت ها با تهديدات جديدي كه با آنها مواجه ايم بهتر مقابله مي كند و در عين حال تعهدات امنيتي ما را در قبال هم پيمانانمان گسترش مي دهد. اين تعهدات امنيتي نقشي حياتي در متقاعد ساختن برخي كشورها براي صرف نظر كردن از برنامه تسليحات اتمي خود داشته و ما را در رسيدن به اهداف منع توليد و تكثير ياري كرده است.

اما بازدارندگي دشمنان بالقوه و ايجاد اطمينان در دوستان و هم پيمانان خود فقط جزئي كوچك از يك رويكرد كلان است. مقابله با چالش هاي توليد و تكثير تسليحات كشتار جمعي همچنين مستلزم اقدامات بين المللي موثر است و در مواقعي كه آمريكا در اين راه پيشگام مي شود جامعه بين الملل بيش از هر زمان ديگري وارد عمل مي گردد.

برداشتن گام عملي مستلزم نيروي نظامي نيست. الويت اصلي و اقدام مشترك ما رفع نگراني هاي توليد و تكثير از طريق ديپلماسي بين المللي و هماهنگ با هم پيمانان و شركاي منطقه اي اصلي ما است. اما در صورت لزوم بر اساس اصل ديرينه دفاع از خود، ما استفاده از زور را قبل از وقوع حملات عليه خود منتفي نمي دانيم حتي اگر در خصوص زمان و مكان اين حملات ترديد وجود داشته باشد. ما نمي توانيم در بحبوحه خطرات، گوشه‌اي آرام بنشينيم. اين اصل و منطق پيشگيري است. جايگاه پيشگيري در راهبرد امنيت ملي ما مثل سابق است. ما همواره آگاهانه عمل مي كنيم و تبعات اقدامات خود را مي سنجيم. دلايل اقدامات ما كاملا روشن، نيروهاي ما سنجيده و علل ما براي هر اقدام مشخص است.

ـ عراق و تسليحات كشتار جمعي

دولت آمريكا وارث يك عراقي تهديد‌ آميز بود، مشكلي كه حل نشده باقي مانده بود. در اوايل سال2001، حمايت بين المللي از تحريم هاي سازمان ملل متحد عليه عراق و محدوديت مداوم فعاليت هاي تسليحاتي رژيم عراق تضعيف شد و يكي از اعضاي اصلي شوراي امنيت و همكاري اروپا (UNSC)خواستار لغو آنها شد.

در نظر آمريكا، حملات 11 سپتامبر تاكيدي بر اين واقعيت است كه اگر مساله اي لاينحل باقي بماند چه خطراتي خواهد داشت. صدام در طول 12 سال به 16 قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل بي توجهي كرد و علاوه بر آن به كشور همسايه خود كويت حمله نظامي كرد، از تروريست ها حمايت كرد، مردم خود را مرعوب كرد، از تسليحات شيميايي استفاده كرد و در نهايت چنان تهديدي شد كه ما نتوانستيم آن را ناديده بگيريم.

شوراي امنيت سازمان ملل متحد در هشتم نوامبر 2002 به اتفاق آراء قطعنامه 1441 را صادر كرد و در آن از رژيم عراق خواست تا تعهدات خود را در زمينه خلع سلاح تمام و كمال انجام بدهد. اما صدام بار ديگر به جامعه بين المللي بي توجهي كرد. بر اساس گزارش گروه حقيقت ياب عراق،